-
تاریخ: 1405/6/21 ساعت: 14:05
!—Areeeeezo2--> به او بگویید... اسمش امید استاما امید به چهامید به کجا ؟وقتی در اوج نداری و تنهایی نعره میزنی کیست که تو را نوازش کند؟کیست که تو را یاد کندکیست که آغوش شودو کیست که مرحم شودمن خسته تر از آنم که حرفی بزنم و دعایی بکنمرنجورتر از آن که بخواهم سری بالا بکنممن از آن پرنده باران خورده خیس،...
...
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 18:44
اسمش امید استاما امید به چهامید به کجا ؟وقتی در اوج نداری و تنهایی نعره میزنی کیست که تو را نوازش کند؟کیست که تو را یاد کندکیست که آغوش شودو کیست که مرحم شودمن خسته تر از آنم که حرفی بزنم و دعایی بکنمرنجورتر از آن که بخواهم سری بالا بکنممن از آن پرنده باران خورده خیس، غمگین تر شده امخدایی که وعده بع...
دلسوخته
-
تاریخ: 1399/12/15 ساعت: 15:46
ما را با وعده عشق به قربانگاه بردند سر بریدند و اما خونی نریخت وجود ما پر از فریاد بود فریادی خاموش زیر خاکسترهای ظلم که مرگمان تنها فریاد شد از دل چیزی نگفتیم تا که نرنجد دلی از سوز نگفتیم تا که آه نشنویم اما همه وجودمان درد شد یک درد بی پایان یک من مانده در اوج بیابان یک لب گزیده ی بی سر انجام یک ...
کاش تمام می شد
-
تاریخ: 1399/12/15 ساعت: 15:46
چشمهایم را باز کردم قدمهایم را شمردم و خودم را در آینه دیدم و اگر تمام می شد چه و کاش تمام می شد باید همیشه منتظر یک خداحافظی تلخ باشم از شدت خوبی دیدن فرار می کنند ولی تمام نمی شود این قصه ی تلخ باید حتماً خاکستر شد باید شد ؟ باید تمام می شد نخند که دیگر خسته ام از این خنده ی بی معنا از این حرف های...
نقظه
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 18:44
یه پنجره با یه قفسیه حنجره بی همنفسسهم من از بودن تویه خاطره ست همین و بس رویاهایم از تار عنکبوت نازک تردستهایم از برگ خزان لرزان ترچشمم کبود از درد این عشققلبم سیاه از زهر این هجرفریادم یک سکوت در ان
ان الله مع الصابرین
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 18:44
کلمه از تو عبور می کندبه سمت بی نهایتحس نچسب زندگیطعم گس احساسروی دیگر منطققلبم خالی می شود از تمام شعر بودناز درک یک حقیقت سختبه سمت پوچیبه سمت فریادهای بی نفسبیدار نمی شوم از این کابوس نحسیاریگری نی
یا علی
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 18:44
عشق یعنی یک مرد آن هم علیلبخند روی لب و صد غم میان دلاز عدالت، مهربانی، مرد زندگیهر چه گویم کم گفته ام از یا علیشیر نخلستان ها، یاور مظلوم، شمشیر دو تیغ برای ظالمعشق یعنی یک سکوتیعنی یک قطره اشک در می
تولدت مبارک
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 18:44
در میان زمستان و سرمابرف و یخبندانگلی روییده به زیبایی یک رویاقشتگ تر از فرشتهخندان تر از آفتابگردانهمچون بنفشه با طراوتهمچون پرنده شیرین زبانصدایش آواز زندگیقلبش دریای بندگیپاک تر از بارانو درخشنده ت
دوستت دارم
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 18:44
دوست داشتن کوتاه ترین جمله عالم که دگرگون می کند حال هر عاشق دلداده رامرا صدا کن از دروناز سفیدی قلبتبا بلندترین فریادی که می دانیمن اینور خط جا مانده امدلم گرفته و قلبم از تپش ایستادهمرا بخوان به خاط
پرواز
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 18:44
ای که از کوچه معشوقه ی ما میگذری بر حذر باش که سر می شکند دیوارشاما نه خبری هست از معشوق و نه از آن کوچهدلم خوش به یک مطلب و شعر عاشقانه بود که آن هم معشوق ما را رنجاندو تنها خوشحالم از زمزمه ی قصه ی
عدم
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
از لابه لای احساس نبودن ها و تنهایی تو را پیدا کردمدر میان سجده ها و دعاهایماز اعماق رویاهایمتو را یافتم چون پاک ترین عشق خدا را دیدم نمیخواهم بگویم بهترینم و یا بالاترینماما من به امید آن تنهاترینم ک
یک حال خوب
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
در میان بهبه ی روزگار و افکار، یافتن یک حال خوب سخت استباید دنبال بهترین ها گشتگاهی خوب ها، آدم ها هستند و گاهی حرف هاو اگر هم بتوانی آدم های خوبی را پیدا کنی که حرف های خوبی می زنند و قلب بزرگی دارند
تسخیر
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
تمام درها و پنجره ها را میبندی بر روی خودت که مبادا دوباره اسیر یک رویا شوییک خیال بزرگ پر از ابرها و آسمون ساختگی که قصرهایی در آنها نهفته است و هر روز قشنگ تر از بهشت هستنددست هایی که نوازشت می کنند
سلام بر حسین
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
چه رازیست که همیشه در یادها و قلب ها می مانی و از نسلی به نسل بعد کوچ می کنیسالها می گذرد داغ شب اول رفتن هنوز بر سینه مانده استچرا ؟چگونه شد که هیچکس مثل تو ماندگار نشد ؟شاید برای اینکه به سمت هیچکس
رویای پوشالی
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
رویای با تو بودن رویای هر روزماز لبخند خیالی سرچشمه می گیره این خیال باطلکه بگیرم دستتو امروز برای فردای پوشالیبرو گریه ازم دوری کن که من معشوقه ای دارم خندانکه منو به آینده میبره فقط با یک صدابگیر چش
بگذار بمیرم
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
به هر گذر که سر زدم خبر نبود از رهگذر آشناهمه غریبه بودند با این دل بی پناهدوستی گریزان و عاشقی ویرانای داد از این خانه ویراندستم گرفت و بوسه ای زد آن نامهرباندلم شکست و رفت آن نامهربانهر آنکس که ماند
نقطه سکوت
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
برای داشتن تو دعاها کردم و برای یافتن تو همه چیزم را به خدا سپردم. داشتن تو را نعمتی می دانستم از سمت خدای مهربانم و همیشه شکرگذار بودم و هستم.گاهی آدم به نقطه ای می رسد که حتی دوست ندارد صحبت کند و ف
رویای تو
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
بالهایت رو بگشای برای پرواز خیالآسمان بزرگی ستمن و تو اولین مسافر نیستیم و آخرین هم نیستیممی دانم می خواهی از خستگی بگوییاما دنیا جای خستگی نیستبهترین لحظات را دریاب که تکرار نخواهد شدنفس های تو از جن
آری این چنین بود برادر
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
آنها داشتند و ما نداشتیمآنها ظلم کردند و ما مظلوم بودیماز ما گرفتند و می گیرند هر آنچه را که داشتیم و داریمبر گریه ما می خندند و ما برای نابودی آنها دعا می کنیمما در برابر مشکلات دعا می کنیم و آنها پو
تنهایی
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:47
من هستم و او دیگر نیستنمی خواستم باور کنم که از زندگی من رفته است اما باید با حقیقت روبرو شداو دیگر نیستکاش دوباره می نوشتم و دوباره مرا تحسین می کردکاش دوباره سرش را روی شانه ام می گذاشتکاش بار دیگر