رویای با تو بودن رویای هر روزم
از لبخند خیالی سرچشمه می گیره این خیال باطل
که بگیرم دستتو امروز برای فردای پوشالی
برو گریه ازم دوری کن که من معشوقه ای دارم خندان
که منو به آینده میبره فقط با یک صدا
بگیر چشمامو مثل دیروز
بگذار لبهاتو رو لبهام
بکش دستتو رو موهام
بگذار باور کنم که این دنیا هنوزم روزهای خوش داره
بگذار باور کنم هنوز زنده م
نگو اسیر یک رویام
نگو خیلی وقته که من مرده م
نگو که دیگه نمیخندی
بدون که جون دادن آسون نیست
بگذار بخندم فقط یک بار دیگه
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدری