هیچ مجازاتی نمی ترساند مرا
هیچ فریادی نمی شکند سکوتم را
تنها مهر تو میخکوبم می کند بر این عهد همیشه پایدار
چشمانت نه ، لرزش دستانت می ترساند مرا
اگر بلغزد روزی از سر آزردگی.
بغض نمی کنم مگر برای تو
که نفست می شکند تمام سکوتم را
برای تو آمده ام از روز ازل
که میخواهم ثبت کنم عاشقانه ترین داستان را
برای آنانکه خندیدند به دنیای آرمانی
دستانت را گرفته ام و می گیرم و دوستت دارم برای همیشه
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدری