تویی همچون خودت و خودت
عاشق تر از عشق و زیباتر از خورشید
اکنون که تو را یافته ام ، بهترین شده ام
عاشق ترین شده ام
عطر حضورت و هوش از سرم برده
و در دریای مهربانیت غرق شده ام
چنان مستم کرده ای که بالاتر از شراب گیسویت نمی بینم
آغوشت را باز کن و بگذار سر بر دامنت بسپارم
نفس هایت برایم همچون لالایی می ماند
گرمی دستانت این خون یخ زده در رگهایم را به جوش و خروش می آورد
قلبم فقط برای تو می تپد
فقط برای تو می تپد
برای تو می تپد
می تپد
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدری