تنها به تو می اندیشم و برای تو می میرم
اعتیاد به این عشق دست هر مخدری را از پشت بسته
دستانت بوی احساس می دهد ، بوی طعم خوش ماندن
بوی تازگی انسان
قلبت فراتر از فرشته و احساست ستودنی
لحظه لحظه با تو بودن بوی بهشت می دهد
از من انرژی می خواهی ؟
تو مرا با نور امیدت زنده کرده ای
تو توان منی ، همه وجود منی
فقط بخند و و مرا از زندان دنیا آزاد کن
یک لحظه خنده ات را با تمام دنیا عوض نمی کنم
قافیه ی اشعار دیوانگی من ، تو بمان
تو بخند و تو بمان
بی نظم و بی قافیه دوستت دارم
فقط تو بخند 
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدری